تبليغاتX
๑۩۞۩๑ سرنوشــــــــــت ๑۩۞۩๑

๑۩۞۩๑ سرنوشــــــــــت ๑۩۞۩๑

دنیا یه زن هوسبازه که همه رو وسوسه میکنه

دلم هیچ وقت بهم دروغ نگفته حالا هم میگه که چند وقت دیگه بیشتر زنده نیستم .آره، یه مدّته که حوصله هیچ چیز و هیچ کس رو ندارم، نمیدانم...

دوست داشتم با همه مهربون باشم ولی افسوس که تو این دوره زمونه زورِ بازو از زورِ عقل بیشتره، خسته شدم از بس دیدم که با تغییر قیافه و لباس، درون آدما هم عوض میشه. ای کاش همه ظاهرها بد بود و باطن ها خوب. اون موقع به قول ما زمینی ها هیچ کس عاشق رخسار زیبا نمیشد . فکرشو بکن دیگه عاشق پیدا نمیشد اگه هم بود عاشق اون اصل کاریه بود. دارم خفه میشم، جام نمیشه تو این دنیا. یا دنیا خیلی کوچیکه یا من خیلی بزرگم، ولی فکر میکنم این دنیا خیلی بزرگه و من خیلی کوچیک.

این دنیا شاگرد ساکت و حرف گوش کن میخواد که متاسفانه یا خوشبختانه من دانش آموز درس خون و ساکتی نیستم پس خودم رو به اخراج از این دنیا محکوم میکنم. کلاس چهارم بودم، یکی از همکلاسی هام روبه معلم کرد و گفت: آقا یه چیزی بگم نمیخندی؟!!!

آقا من پدر ندارم و وضعیت مالی خوبی هم نداریم کمکم میکنید با درس خوندن به یه جایی برسم تا بتونم خرج مادر و خواهرامو بدم. معلم گفت: من فقط امسال میتونم کمکت کنم بقیه راه رو باید خودت بری. چند وقت پیش همون همکلاسی رو دیدم که داشت کارتُن جمع میکرد بهش گفتم: مگه درس نخوندی، مگه دانشگاه نرفتی ؟!!!! اینجا چکار میکنی؟؟؟ گفت:ای بابا، تا کلاس نهم خوندم بعد از اون زمونه منو به کارکردن محکوم کرد و گفت: آخه تورو چه به درس خوندن....

دوست داشتم آدما با هم ساده و صاف و راحت دوستی کنن و خیلی سخت از هم دل بکنن، همیشه با همه یه جور رفتار کردم که کسی ازم نرنجه. این شعر که روی سردرِ خونه ی دکتر حسابی خوندمش همیشه تو ذهنم بوده:

 بجان زنده دلان سعدیا که ملک وجود

نیارزد آنکه دلی را زخود بیازاری

ولی احمقانه است که فکر کنی همه باهات اینجور رفتار کنن. این قانون دنیاست که خوبی و بدی رو با بدی جواب میدن.  دنیا یه زن هوسبازِ که همه رو وسوسه میکنه، حیف که از همون اول قیافه هولناک و زشتش رو نشون نمیده، که کسی عاشق وشیفته اش نشه.

دوست داشتم همیشه تنها بودم چون خیری از اجتماع و ارتباط با بازیگرای حرفه ای و آماتور دنیا خانم ندیدم. بگذریم از اینکه بعضی ها پیدا میشن که دل دنیای هوسباز ازشون پُرِه و دنیا لیاقت پذیرایی از اونارو نداره. نمونه اش آقا پارسا که خیلیها شکستنش...

چندروز قبل از آغاز سال جدید اهدافم رو نوشتم همه چیز خوب پیش میرفت تا اینکه یک قدم مونده به رسیدن اهداف همه چیز خراب شد شاید هم یه عده رو پله ی آخر ایستاده و منو هول دادن پایین.

دوست داشتم به یه عده کمک کنم ولی خدایا چرا همه فقط کمکهای پولی رو میبینن؟؟؟؟؟ همه میگن هر حرفی رو نمیشه زد ولی من که کسی رو ندارم باهاش حرف بزنم پس قانون من اینه که نمیشه هر حرفی رو  نوشت. شاید من خیلی ضعیفم که از مشکلات کوچیک برای خودم کوه میسازن ولی آخه من که اینجوری نبودم؟؟ چطور شد. به خودم میگفتم سعی کن متفاوت باشی چون زیبایی در تفاوت دیده میشه. تو میتونی هر کاری رو انجام بدی چون همیشه از کسی کمک خواستی که انجام هیچ کاری براش بعید نیست.

با سن وسال کمم یه کار دولتی دارم ولی امکان اخراجم هست. خوبه زن و بچه ام ندارم که با مرگ و نبود من بدون خرج و محبت بمونن. پارسال اسمم واسه حج دراومد ولی به خودم گفتم اولا تو لیاقت نداری بعدش هم چه فایده ! بری و برگردی بدون هیچ تغییری؟؟؟ اگه میخوای بری تفریح و یه چند تا پارچه و تسبیح بخری و برگردی، بری دوبی بهتره اونجا بهتر میشه تفریح کرد.

قبلا راحت تر اشک می ریختم ولی نمیدونم الان دیگه چرا.... سنگدل شدم. آره خیلی گناهکارم ، هرچی باشه نمیتونم خودمو گول بزنم.

سعی کردم هر جا میرم یه اسم خوب از خودم به جا بذارم ولی موووووووووووووووووووووووووووونده؟؟؟؟؟

خیلی حرفها دارم ولی حیف که نمیشه هر حرفی رو نوشت. فقط دلم برای تنهایی تنگ میشه و بس. خداحافظ  
نوشته شده توسط مسعود در 25 Aug 2008 ساعت 5:59 PM | لینک ثابت |

RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

کلیه ی حقوق مادی و معنوی وبلاگ mslife محفوظ می باشد.
طراحی شده توسط مسعود صفری